تبليغاتX
ONSO

ONSO


 

 در تاریکی دست دراز می کنم و خدای گم گشته خود را طلب می کنم .

 

  من خدای خود را می خواهم نه بت های بزرگ را و نه زیستن دردنیای دروغین را

 

  نه زیستن در دنیای دروغین  

 

          

 

 

+ به قلم سپیده در شنبه بیست و یکم مهر 1386 8:40 بعد از ظهر |


 

 انگارهمین دیروز بود که قرار گذاشته بودم با خدای خودم تا امسال از ماه روحانی رمضان بهترین بهره را ببرم . نمی گویم نبردم اما نه آنگونه که شایسته ام بود .                                                                

 اما چه زود دیر شد ، چه زود پایان یافت روزهای عشق بازی با معبودم ، چه آسان گذشت شب های لیالی القدر .شب هایی که عاشق آن بودم و تمام سال را آرزو می کردم تا بیاید تا بگویم العفو ،العفو، ببخش و عفو کن بنده رو سیاه و گناهکار خود را . خدایا باتمام وجودم ذکر سبحانک یا لا اله الا انت ،الغوث الغوث و خلصنا من النار یارب ، می گفتم و می گریستم به حال خود که چه آسان گناه کردم و آتش جهنم را برای خود ساختم  و بعد از تو خواستم که فریاد ،فریاد رهایم کن از آن آتش .

 خدایا در این شب از تو خواستم تا آخرین ماه رمضان عمرم نباشد و  از تو تمنا کردم که چشم هایم دیگر طاقت انتظار ندارد ، دیدن اوست که من را آرام می کند .   

 

خدایا امروز آخرین جمعه ماه مهمانی توست  انتظارم را پایان ده .

 

+ به قلم سپیده در جمعه سیزدهم مهر 1386 1:30 بعد از ظهر |